
جهان به من فرصت نفس گرفتن نمیده و من بدجور، از نفس افتادم.. ...
ادامه مطلب
.If you want to do something; and I mean Do it; you have to give in to it. Bc it is going to take ALL you have. maybe even more ...
ادامه مطلب
شاید من به اندازه کافی با خودم صادق نیستم....
ادامه مطلب
خب اصلا شاید تا همین لحظه، من خودم را استباه تعریف می کردم. شاید لازمه که بشینم خودم رو از نو تعریف کنم. ...
ادامه مطلب
زندگی با طعم نعنا. ...
ادامه مطلب
نمیدونم چیزی دردناک تر از این هم توی دنیا هست که زحمت بکشی و به چیزی که میخوای برسی و بعد چیزی مثل نداشتن امکانات مالی مجبورت کنه کلا مسیرتو عوض کنی... xa0. ...
ادامه مطلب
کمی هیجان و جهانی از تلخی. این روزهای من. ...
ادامه مطلب
یک میلیون سال بی وقفه؛ من می تونم برای یک میلیون سال بی وقفه بجنگم....
ادامه مطلب
اخخخ. من کی اینقدر روشن فکر شدم که خودم نفهمیدم و این مردم متوجه شدن خدا میدونه. ...
ادامه مطلب
!Holidays are over! Thank Goood ...
ادامه مطلب
ما مجال «شدن» نداشتیم.. ...
ادامه مطلب
ساعت بیست دقیقه به سه صبحه. من باید فردا کار تحویل بدم به مردم. هنوز پنجاه درصد کار هم انجام نشده. و من واقعا حوصله کار کردن ندارم....
ادامه مطلب
لحظه ها را انتظارم.. ...
ادامه مطلب
چیزی رو با تمام وجود خواستن؛ یکی از بهترین بخش های زندگیه....
ادامه مطلب
اینجا؛ سرزمین خشکسالی و دروغه.. ...
ادامه مطلب